اواخر دهه 80 میلادی آقای «فرانچسکو چیریلو»، هربار که تایمر 25 دقیقهایش رو روشن میکرد، باید 25 دقیقه منتظر میموند. برای اینکه این زمان رو بگذرونه، به جای اینکه زمانش رو تقسیم بر کارهاش بکنه، کارهاش رو تقسیم بر زمانش کرد.
میخوام یه ابزار پایتونی درست بکنم که سایت های مختلف رو بگرده و با توجه به مطالب و تعاملشون بهشون رتبه بده. یچیزی شبیه گوگل آنالیتکس و مرحوم الکسا.
ماژول هاش میشه requests, feedcrawler/xml, pandas/scikit-learn, json/sqlite
ولی خب چه فایده! نه سود و اهمیت زیادی برای بقیه داره، نه جستجوگرها به آمار من اهمیت میدن. نه ازش حمایت میشه.
گاهی اوقات مسیر پیش رو با هدفی که داریم اشتباه گرفته میشه، گاهی اوقات سرگرمیهامون رو به عنوان هدفمون درنظر میگیریم. و اگر خیلی خوششانس باشیم، به موقع به خودمون میایم. ولی مگه آدم توی زندگیش فقط یک هدف داره؟
این پست در ادامهی این پست نوشته شده: 1404/10/21
روزمرهترین نیازهای ارتباطی متأسفانه نیستن! کسب و کارهای کوچک و بزرگ تحت تأثیر این قطعی قرار گرفتن. پیجها و کانالها رو در نظرنمیگیریم، سایتها رو هم اگر درنظر نگیریم، دیگه حتی بازاریابی ایمیلی و حتی تلفنی هم نمیتونه جوابگو باشه.