گاهی اوقات مسیر پیش رو با هدفی که داریم اشتباه گرفته میشه، گاهی اوقات سرگرمی‌هامون رو به عنوان هدفمون درنظر میگیریم. و اگر خیلی خوش‌شانس باشیم، به موقع به خودمون میایم. ولی مگه آدم توی زندگیش فقط یک هدف داره؟

اگر اهداف کلی رو در نظر بگیریم، درسته. من مهمترین چیزی که توی زندگیم میخوام اینه که برای دیگران و جامعه تأثیرگذار باشم. یکی دیگه میخواد بتونه آرامش رو توی زندگیش حفظ کنه. یکی دیگه پول میخواد؛ ولی این درمورد اهداف نسبتا جزئی صدق نمی‌کنه. من می‌تونم دوتا هدف داشته باشم. می‌تونم هم سعی کنم از موفقیت‌های اشخاص بزرگ پیروی و الگو برداری بکنم، هم درس بخونم و برای رفتن به مدارس تیزهوشان آماده بشم.

بعضی اوقات یکسری اهداف کاذب هستن. فلان هدف چه چیز بالاتری داره که من ترجیحش دادم؟ اصلا برای اینکار و هدف به وجود اومدم؟ این اهداف کاذب، هدف کلی زندگی رو تغییر میدن. مگه چیزی غیر از اینه که ما باید توی این دنیا به کارهای حلال و مفید برای نزدیکتر شدن به مقام تشکر از خدا برسیم؟ هدفمون اگر فقط درس‌خوندن باشه مگه به موفقیتی میرسیم اصلا؟ کسی که تک‌بعدی باشه هیچ موفقیت واقعی نداره.

من به شخصه به معدل 18 هم سعی میکنم راضی باشم، چون نمیخوام درس جلوی موفقیت منو بگیره. با این حال به خودم فشار میارم که هردو رو داشته باشم. هم معدل 20، و هم کامپیوتر.

چرا وقتی میتونم (باتلاش بیشتر) دوتا انتخاب داشته باشم، فقط یک انتخاب بکنم؟

هدف دوم رو با سرگرمی‌های مسیر موفقیت اشتباه نگیریم.

 

توی جایگاهی نبودم و نیستم که این متن رو بنویسم، شاید هم خوب نشده باشه. ولی به یه آشنای مجازی میخواستم جواب بدم. آشنایی که شاید من برای اون یه دوست نبوده باشم، ولی اون برای من یه دوست و رفیق خوبه؛ و انشاءالله یه دوست خواهد بود.

لبخند (: